سیب کوچولو و هویج کوچولو      

 
آخرین یادداشت ها
عشقم رو باور کن عزیزم
من زنم... یه زن عادی...
من وجودم مال تو هویجم...
هویجم بمون...
منو ببوس
با موندنت...
هوا را از من بگیر...خنده ات را نه
سیب خانمی کارگردان میشود.
بیا بنویسیم
شب سال تحویل
آدم ------ حوا
روز عشق خاکی
مرا ببخش
شعر با تفسیرش...
جواب یهویی تر به سیب خانمی

آرشیو
آذر 1390
مهر 1390
تیر 1390
خرداد 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385

موضوع بندی

لینک های روزانه
لینک دوستان
قالب های رایگان
آقا پویا شیکمو
someone
آقا اجازه...
سیب و تسبیح
اسم مرا صدا کن
سمیه خانم و علی آقا
یه کوچولو و آقاییش
بوسه های خرامان
سوگول خانم گل گلی
تو آلاچیق(زهرا خانم)
هویج گانه های یک هویج
به نام خداوند آسمانها و زمین
ت ب د ف (به اختصار)
قندیل

لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید.
نام کاربری
جستجو در وبلاگ

تعداد بازدیدکنندگان
118366

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com
 

 عشقم رو باور کن عزیزم

 

تو نگاهت عشقو دیدم , تپش قلبو شنیدم 
توی جاده های احساس , من به عشق تو رسیدم 


تو کتابا عشقو خوندم , عکس خورشیدو سوزوندم
جای خورشید تو کتابا , نقش چشماتو نشوندم

توی شبهای من و تو , لب عاشق بی صدا نیست

توی دنیای من و تو , واسه غم ها دیگه جا نیست


تو همون عشقی که با تو , بغض کینه ها می میرهاز تو دستای لطیفت , مرغ شادی پر میگیره 

تو نگاهت عشقو دیدم , تپش قلبو شنیدم 
توی جاده های احساس , من به عشق تو رسیدم


تو کتابا عشقو خوندم , عکس خورشیدو سوزوندم
جای خورشید تو کتابا , نقش چشماتو نشوندم

این نه شعری بی نشونه ,نه تب داغ شبونه

خون عشقه توی رگهام , که از عاشقی می خونه


ای تو تنها خواهش من , گرمی نوازش من سر رو سینه هات می ذارم ,ای همه آرامش من 


تو نگاهت عشقو دیدم , تپش قلبو شنیدم 
توی جاده های احساس , من به عشق تو رسیدم

  09:56 ب.ظ | np | نظرات [9]

 من زنم... یه زن عادی...

 

منو بشناس ، منو بشناس ، نذار ناشناس بمونم
نذار یه عمر به تن تو ، مثل یک لباس بمونم


منو بشناس تا بتونیم ، پیش هم دوام بیاریم
برای مردم بی عشق ، قد عشق پیام بیاریم


منو بشناس تا بتونیم ، واسه درد دوا بسازیم
واسه ی ابرای ساکت ، تا خزر صدا بسازیم


مرد خوبم منو بشناس ، این قشنگ ترین علم هاست
من یه دریا احتیاجم ، بیا یک قطره مو بشناس

مرد خوبم منو بشناس ، مرد خوبم منو بشناس

من کی ام ، قله ی البرز ، یا که کوهی از مقوا
من چی ام ، یه شعر محکم ، یا ظریف ترین حرف ها

من چی ام ، یه سوزن ریز ، گم شده تو کاه ابهام
نه من آسون تر از اینام ، منو پیدا کن تو حرفام

مرد خوبم منو بشناس ، مرد خوبم منو بشناس

من نه عارفم نه صوفی ، نه درشت کلام و فاضل
من زنم یه زن عادی ، گاهی مجنون گاهی عاقل

منو بشناس تا بتونیم ، واسه درد دوا بسازیم
واسه ی ابرای ساکت ، تا خزر صدا بسازیم

مرد خوبم منو بشناس ، مرد خوبم منوبشناس

اگه زخمام بی مداواست ، اگه روح من معماست
تو صدام یه عقده حرفه ، لااقل صدامو بشناس

من چی ام یه سوزن ریز ، گم شده تو کاه ابهام
نه من آسون تر از اینهام ، منو پیدا کن تو حرف هام

مرد خوبم منو بشناس ، مرد خوبم منو بشناس

  11:01 ب.ظ | np | نظرات [1]

 من وجودم مال تو هویجم...

 


توی دنیا چی می خوای که به پاهات بریزم

همه هستیمو من به سراپات بریزم
لب پر خنده می خوای بیا لبهام مال تو
چشم پر گریه می خوای هر دو چشمام مال تو

بیا تا برات بگم من وجودم مال تو

بزا تا فدات بشم من غرورم مال تو
اگه بازیچه می خوای بیا قلبم مال تو
اگه رودخونه می خوای سیل اشکم مال تو

چرا من بی تو بمونم نمیدونم نمی تونم
واسه زندگی کردن تو رو می خوام خوب میدونم
تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی
تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی

  05:03 ب.ظ | np | نظرات [0]

 هویجم بمون...

 

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو

میون سفره شب تو با من

بذار بین منو تو دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

 

خدای مهربون...

نمیدونم به خاطر کدوم خوبیم هست که هویجم و به من دادی؟

میگن بهشت و جهنم آدما تو همین دنیاست. درست میگن ، چون من با تو همیشه تو بهشتم ، همیشه خوشبختم... چقدر خوبه که تو انقدر فهمیده هستی... چقدر خوبه که تو انقدر با ادب هستی... و چه خوبتر اینکه انقدر با احساس و مهربونی. شاید این چیزا تک تک ساده به نظر بیاد ، اما وقتی هویج من همه اینا رو با هم داره یعنی دیگه هیچی کم نداره. من همینجوری که هستی میخوامت. تا آخرش. تو هم با همه بدیهام منو بخواه.

میخوای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه تو باشی از هیچی نمیترسم.

                       چرا از سایه های شب بترسم؟

                     تو خورشید و به دست من سپردی

دوستت دارم

 

  10:21 ب.ظ | np | نظرات [1]

 منو ببوس

 

زیر بارون تو منو ببوس میخوام عاشق بارون باشم
توی سرما بغلم کن میخوام عاشق سرمای زمستون باشم
توی گرما جای آفتاب بگو که دوسم داری
من میخوام عاشق گرمای تابستون باشم
هرکجا دلم بگیره من میخوام یاد تو باشم
خدا اون روزو نیاره که یه روز از تو جداشم
چه خوبه با تو همیشه موندنو پیر شدن
به هوای روز آشتی گاهی دلگیر شدن
دستمو بگیر تو دستات وقتی از تب میسوزم
من میخوام عاشق زندگی تویه تب باشم
شب و نیمه شب بشین تنگ دلم
روزو دوست دارم و میخوام عاشق شب باشم
بهترین بوسرو بگذار واسه خداحافظی
من میخوام منتظر لحظه رفتن باشم
آخه شوق دیدنت همیشه هست
من میخوام شاهد اشک شوق رفتن باشم

  10:37 ب.ظ | np | نظرات [4]

 با موندنت...

 

هویج واسم بخون :


گریه نکن تموم می شن

یه روزی این فاصله ها طاقت بیار عزیز من

پیشم بمون چیزی نگو

از رفتنت که میشکنم تنهام نذار

عزیز من

وقتی که باشی دنیا قشنگه

اروم می گیرم تا زنده ام

با بودنت

این دل ویرون دوس داره هر شب

بشنوه از تو عاشقشی نشون بدی

با موندنت

  10:02 ب.ظ | np | نظرات [3]

 هوا را از من بگیر...خنده ات را نه

 


نان را از من بگیر، اگر میخواهی ،

هوا را از من بگیر ، اما

خنده ات را نه .

گل سرخ را از من مگیر

سوسنی را که می کاری ،

آبی را که به ناگاه

در شادی تو سر ریز میکند ،

موجی ناگهانی از نقره را

که در تو می زاید .

از پس نبردی سخت باز میگردم

با چشمانی خسته

که دنیا را دیده است

بی هیچ دگرگونی ،

اما خنده ات که رها می شود

و پروازکنان در آسمان مرا می جوید

تمامی درهای زندگی را

به رویم می گشاید .

عشق من ، خنده تو

در تاریکترین لحظه ها میشکفد

و اگر دیدی ، به ناگاه

خون من بر سنگفرش خیابان جاری ست ،

بخند زیرا خنده تو

برای دستان من

شمشیری است آخته .

خنده تو ، در پائیز

در کناره دریا

موج کف آلوده اش را

باید بر فراز ،

و در بهاران ، عشق من ،

خنده ات را می خواهم

چون گلی که در انتظارش بودم ،

گل آبی ، گل سرخ

عزیزم
هوارا از من بگیر
خنده ات را نه

  10:58 ب.ظ | np | نظرات [2]

 سیب خانمی کارگردان میشود.

 

شروع پلان یک.

نما از پشت تلفن :

 

هویج : اما من تصمیممو گرفتم.

سیب : هان؟؟؟؟

هویج : همین پنج شنبه

سیب : هان؟؟؟؟؟

هویج : باید بیام ببینمت.

سیب : هان ؟؟؟؟؟ اما.... من....

هویج : مهم نیست. میخوام بیام خودتو ببینم.

سیب : هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و اینطوری شد که ناقافل هویج خوان به دیدن سیبش اومد. و چی ازین بهتر؟!!!

کات.

 

پلان دو.

نمای داخلی :

هویج : چشماتو ببند....

سیب : هان؟؟؟؟

هویج : این مال تولدت.....  این مال عید.... این مال ولنتاین.... 

سیب : هاااااااااااااااااااان؟؟؟؟؟

ادامه دیالوگ سیب : هااااااااااااااااااااااااااااان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

پلان های این وسط به دلیل فیلترینگ حذف گردید.


و اینطوری شد که شب شد.

 

پلان آخر.

جدایی.

به دلیل گریه دار بودن این پلان. از پخش آن خودداری مینماییم.

کات.

 

                    ای همه هستی من همه به معنای توء

ای همه هستی من فقط به معنای توئه      همه تپش های دلم غرق تمنای توئه

برای دیدن تو اگه حتی یک دمه                 دشت وصحرا کوه به کوه می گذرم من از همه

حرف بزن با دل خستم حرف بزن که دل شکستم 

                                                              حرف بزن بگو دوباره از دیاری که بهاره

فاصله میون ما اگه صد پیچ وخمه         همه هفت اسمون واسه من یک قدمه

می رسه به شهر تو یک دیوونه بی قرار        این منم که اومدم پیش تو به اون دیار

حرف بزن با دل خستم حرف بزن که دل شکستم        حرف بزن بگو دوباره از دیاری که بهاره

 

  11:04 ب.ظ | np | نظرات [1]

 بیا بنویسیم

 

بیا بنویسیم روی خاک،رو درخت، رو پر پرنده ،رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ،روی آّب،توی دفتر موج،رو دریا
بیا بنویسیم که خدا ته قلب آینه است
مثل شور فریاد یا نفس تو حصار سینه است
با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست
اوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیست

با صدام میام،همه جا تو رو مینویسم
روی آینه گریه هام، گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا، نبض عشق، زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک،رو درخت،رو پر پرنده،رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ، روی آب، توی دفتر موج، رو دریا

توی خواب خاک ریشه ها موسم شکفتن
همصدای من میخونن وقت از تو گفتن
چشم بستمو تو بیا به سپیده وا کن
با ترانه نفسات باغچه رو صدا کن

با صدام میام، همه جا تو رو مینویسم
روی آینه گریه هام، گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا، نبض عشق، زیر پوست خاکه


با ترانه نفسات، من ترانه میگم
اسمتو مثل یه غزل عاشقانه میگم
بیا که دیگه وقتشه، وقت برگشتنه
بوی پیرهنت که بیاد، لحظه دیدنه

  06:48 ب.ظ | np | نظرات [1]

 شب سال تحویل

 

باز دوباره یه سال جدید داره میاد و ما همچنان در کنار هم و دور از هم هستیم.


اما تفاوت امسال با سالهای پیش اینه که سیب خانمی رفته سفر. خدایی خیلی دلم براش تنگ شده...


انشاا... سال دیگه باهم میریم. شما هم ما رو دعا کنید....

  09:11 ب.ظ | np | نظرات [0]

 آدم ------ حوا

 

برای به تو رسیدن

از ستاره ها گذشتم

صد دفعه شکستم اما

از تو هرگز بر نگشتم

 

برای به تو رسیدن

نبض بارون و گرفتم

طعم پاییز و چشیدم

تا خود حادثه رفتم

 

من به زخمت تن و دادم

برای به تو رسیدن

حجم دستاتو میخواستم

برای نفس کشیدن

 

با تو آینه پره نوره

با تو قصه عاشقانه اس

با تو مهتابیه کوچه

با تو هر لحظه ترانه است

 

با تو بارونو میفهمم

با تو میرسم به خورشید

توی چشمای تو میشه

رنگ خوشبخت شدن و دید

 

روزی که به تو رسیدم

رازقی دوباره گل داد

سایه ها ازینجا رفتن

تاریکی از نفس افتاد

 

روزی که به تو رسیدم

دفتر گریه ورق خورد

برق خورشید نگاهت

شب و از خاطر من برد

 

نفسم تازه شد از عشق

وقتی که به تو رسیدم

بیقراریام تموم شد

لحظه ای که تو رو دیدم

 

 

لحظه ای که تو رو دیدم........

هر لحظه ای که ببینمت بیقراریام تموم میشه. و من همیشه عاشق بیقرار بودن برای تو ام.

سیب خانمی و آقا هویج خوان داشتن زیر بارون با هم قدم میزدند.

 نمیدونم چرا بارون آدما رو عاشق تر میکنه... یادم باشه خدا رو دیدم ازش بپرسم. فکر کنم آدم و حوا هم یه روز دست تو دست هم مثل همین سیب و هویج ، عاشقانه زیر بارون بهشتی خدا قدم میزدند.

آره .... اونروز آدم به حوا میگه : تو فکر میکنی بعد از ما چنتا عاشق دیگه باشن و مثل ما تو بارون قدم بزنن و حرفای عاشقانه بگن؟

آدم میگه : اممممممم.... ( عین هویج وقتی فکر میکنه ، فکر کردنش صدا داره...) فکر کنم ، خیلی.

حوا میگه : از کجا میدونی؟ من فکر نمیکنم خیلی زیاد هم باشن. ( آخه خانم ها آینده نگر هستن )

آدم : چرا فکر نمیکنی؟ همین هابیل و ببین... ببین چه با احساسه. پسرم مردونگیش به خودم رفته. ( بعله )

حوا : نمیدونم... شاید بعد از ما مردم عشق و با لذت و شهوت قاطی بکنن. اما من یه چیزایی میدونم که تو نمیدونی.

آدم : چی؟

حوا : نمیگم. هی هی هی

آدم : باز لوس شد ، جون من بگو دیگه. خدا چیزی بهت گفته؟ بگو بگو...

حوا : نو مو خوام ( عین سیب خانمی وقتی لوس میشه...)

آدم : عزیزم... همسر نازم... بگو دیگه.

حوا : خوب. خدا به من گفته یه روزی میاد... که اون روز اسم هم داره. اسمش روز حمل و نقل هست. تو همچین روزی ، یه سیب با یه هویج... عاشقونه ... زیر بارون... دست تو دست هم... چشم تو چشم هم... با هم راه میرن و از ما یاد میکنن. اون دوتا ، بعد از ما ، عاشق ترین آدمای روی زمین خواهند بود. هیچ وقت هم از هم جدا نمیشن . فقط یه مشکلی هست...

آدم : چی ؟ چی ؟

حوا : اونا هم عین بچه های ما ، بچه هاشون نُنُر خواهد شد.

آدم : چی میگی؟؟؟؟؟

 

صدای خنده....

 

هویج ساکت میشه و سیب دست هویجشو محکم تر میگیره.

 

  08:13 ب.ظ | np | نظرات [3]

 روز عشق خاکی

 

  08:47 ب.ظ | np | نظرات [1]

 مرا ببخش

 قسم به زیباییت مرا ببخش...

  11:02 ب.ظ | np | نظرات [2]

 شعر با تفسیرش...

 

کلمات داخل رنگ زرد تفسیر شعر میباشد.

موتوشکرم.

بی اجازه

دیگه هیچ وقت

نری جایی

دوست ندارم ببینم سر به هوایی( با امیر )

پای هیچ

غریبه ای (خانم سلطانی...!!!!)

وسط نباشه

هیچکی مثل من باهات راحت نباشه ( سمانه – سمیرا – اون جدیدایی که تو کلاس زبان جدیدتنا... و غیره که اگه بخوام بنویسم جا نمیشن...)

حواست باشه هوامو داشته باشی (همیشه داری میدونم )

به خیالت نزنه ازم جداشی (مگه جرئت داری؟؟؟؟)

حواست باشه دلم پیش تو گیره (خودت میدونی )

هیچکی جاتو توی قلبم نمیگیره

حواست باشه که چشم براهم  نذاری ( در تهران )

توی هیچ شرایطی تنهام نذاری ( در غم و اندوه )

من به بی معرفتیت عادت ندارم (ندارم...)

نکنه دروغ بگی طاقت ندارم ( هیچ وقت نگفتی )

حواست باشه نری جا نذاری                منو تک و تنها

حواست باشه بگی دوسم داری             همیشه و هر جا

حواست باشه نری جا نذاری                منو تک و تنها

حواست باشه بگی دوسم داری             همیشه و هر جا

  08:24 ب.ظ | np | نظرات [6]

 جواب یهویی تر به سیب خانمی

 

محبوبم، عشق یک کلمه هست ولی تو و بودن در کنار تو دنیایی از حرفهای سربسته و احساس هست.

تو را با تمام زیباییت، تو را با تمام احساس قشنگت، تو را با تمام وجودت در دلم نگاه می دارم و مواظبت می کنم. کلامت شوق زیبای بودن و ادامه راه است. با تمام وجود آنها را حس میکنم.

وجودم غرق احساس با تو زیستن است، پس مرا بپذیر...

  11:12 ب.ظ | np | نظرات [4]


   1       2       3       4       5       ...       14    >>